ایرانی
-
-
اندیاندی Garoun Garouneh I
-
ابینون و پنیر و هق هق سفره ی سرده عاشقنون و پنیر و فندق رخت عزا توو صندوقنون بیات و حلوا سوخته حریره دریانون و پنیر و گردو قصه ی شهره جادو
-
امیدسرتا سر خیال من،نقاشیای کاشیاش سبز می شن و ناز می کننمستا شبا تو کوچه هاش هوای آواز می کننشمایل جمال تو قلبم و روشن می کنهنمی دونی که عشق تو،چکاری با من می کنه
-
سامانزیبا و دلنشین سامان دنیای با تو بودن
-
گوگوشعشق
-
ویگنمیان بحر خزر دختری چون پریزیبا پیکری همچو نیلوفریمیزد غوطه ها در آب دریا تنشموج صد نگه نشسته بر دامنش
-
جواد یساریواسه اینکه بخوامت نظر و نیاز میکردی
-
مهرداد آسمانیحرمت مهمون
-
ویگنبروی تپه ها چوپان شده آشفته و حیرانمیان گله سرگردان در دشت و صحرابه لب دارد نی محزون دلش باشد از غصه خونسرش شوریده چون مجنون بی یار و تنها
-
فرامرز اصلانیگفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
-
احسان دریادلپس فردا